میوپاتی زنجیره سنگین میوزین (MYHM) اختلالی ژنتیکی در اسب‌های کوارتر و نژادهای وابسته به آن است که می‌تواند به رابدومیولیز غیرناشی از فعالیت و میوزیت ایمنی‌واسط منجر شود. این بیماری با یک جهش E321G در ژن MYH1 مرتبط است و بیماری عفونی و آسیب عضلانی، به‌ویژه آسیب ناشی از واکسیناسیون عضلانی، از محرک‌های احتمالی آن شمرده می‌شوند. هنوز روشن نیست که محرک بیماری، ضربه عضلانی ناشی از تزریق است یا پاسخ ایمنی ناشی از واکسن. به همین دلیل بعضی کارشناسان توصیه می‌کنند اسب‌های دارای این جهش فقط ضروری‌ترین واکسن‌ها را دریافت کنند.

تزریق زیرجلدی (SC) به‌جای روش مصوب عضلانی (IM) شاید خطر ایجاد میوزیت را کمتر کند، اما تاکنون این روش در اسب‌های مبتلا به MYHM بررسی نشده بود. فرضیه مطالعه این بود که پاسخ آنتی‌بادی و واکنش محل تزریق در دو روش تفاوتی ندارد. این مطالعه یک کارآزمایی تصادفی، تک‌سوکور، دو‌گروهی و دو‌دوره‌ای روی ۱۷ مادیان بالغ و سالم (۱۶ کوارتر و یک تروبرد) از گله پژوهشی و آموزشی یک دانشگاه بود. میانگین سن اسب‌ها ۱۴٫۱ سال و میانگین وزن ۵۴۲ کیلوگرم بود، همه از نظر جهش MYH1 منفی بودند و سال‌ها واکسیناسیون سالانه دریافت کرده بودند. اسب‌ها در دو گروه ۹ و ۸ سر تقسیم شدند؛ هر اسب یک‌بار واکسن غیرفعال ویروس نیل غربی (WNV) و ۲۸ روز بعد واکسن توکسوئید کزاز را دریافت کرد، یکی از آن‌ها زیرجلدی و دیگری عضلانی، و در گروه دیگر ترتیب معکوس. همه تزریق‌ها یک میلی‌لیتر و در ناحیه گردن بودند.

پس از هر تزریق، اسب‌ها ۷۲ ساعت به‌صورت روزانه توسط ارزیاب ناآگاه از نوع تزریق بررسی شدند: وضعیت رفتاری و اشتها، دمای مقعدی، مساحت ورم محل تزریق با کولیس و پاسخ درد هنگام لمس. غلظت سرم آمیلوئید A (SAA) پیش از واکسن و ۲۴ ساعت بعد اندازه‌گیری شد. آنتی‌بادی‌های WNV در روزهای ۰، ۲۸ و ۵۶ و آنتی‌بادی کزاز در روزهای ۲۸ و ۵۶ سنجیده شد.

تیتر آنتی‌بادی خنثی‌کننده WNV پس از واکسیناسیون، فارغ از روش تزریق، افزایش یافت (p = ۰٫۰۰۷) و بین دو روش تفاوتی دیده نشد. اما تیتر کزاز در تقریباً همه اسب‌ها از پیش بسیار بالا بود و پس از واکسن تغییر نکرد (p = ۰٫۰۹). یک اسب که واکسن را عضلانی گرفته بود، به واکسن WNV پاسخ مناسبی نداد. بالا بودن تیتر پایه به‌دلیل واکسیناسیون‌های سال‌های قبل، ارزیابی دقیق پاسخ ایمنی را دشوار کرد.

تفاوت اصلی در واکنش محل تزریق بود. در روز دوم پس از واکسن WNV، ۸ از ۹ اسب (۸۸٫۹٪) در گروه زیرجلدی ورم مشهود داشتند، در برابر ۳ از ۸ اسب (۳۷٫۵٪) در گروه عضلانی؛ میانه مساحت ورم نیز ۸۴۶۷ میلی‌متر مربع در برابر صفر بود (p = ۰٫۰۰۳). برای توکسوئید کزاز، ورم در ۸ از ۸ اسب (۱۰۰٪) پس از تزریق زیرجلدی و ۴ از ۹ اسب (۴۴٫۴٪) پس از تزریق عضلانی دیده شد؛ میانه مساحت ۳۳۶۷ میلی‌متر مربع در برابر صفر (p = ۰٫۰۰۲). با وجود درد و تورم قابل‌توجه پس از تزریق زیرجلدی، آبسه‌ای در هیچ اسبی دیده نشد.

پس از واکسن WNV، غلظت SAA در هر دو گروه کمی بالا رفت (میانه ۱۰۷ در برابر ۹۳ میکروگرم بر میلی‌لیتر؛ p = ۰٫۶)، در حالی که پس از کزاز افزایشی دیده نشد. ورم و درد پس از تزریق زیرجلدی واکسن WNV چنان بود که ۷ از ۹ اسب (۷۷٫۸٪) به داروهای ضدالتهاب غیراستروئیدی نیاز پیدا کردند، اما پس از تزریق عضلانی هیچ اسبی درمان نشد؛ تب خفیف پس از واکسن WNV فارغ از روش تزریق گزارش شد. شاخص‌های التهاب در اسب با عوامل دیگر هم تغییر می‌کنند؛ برای نمونه در پژوهشی دیگر، ایورمکتین سیتوکین‌های التهابی اسب را افزایش می‌دهد.

نویسندگان نتیجه می‌گیرند که تزریق زیرجلدی با واکنش‌های موضعی قابل‌توجه همراه بود و این دردسر ممکن است پذیرش آن را نزد بسیاری از صاحبان اسب کاهش دهد؛ التهاب احتمالی عضله‌های زیرین هم ارزیابی نشد و حتی ممکن است برای اسب‌های دارای جهش زیان‌بار باشد. چون اسب‌ها تیتر پایه بالا داشتند، مقایسه برابری پاسخ ایمنی در دو روش نتیجه‌ای قطعی ندارد و باید نامطمئن در نظر گرفته شود. محدودیت‌ها شامل تعداد کم اسب، فقط مادیان و عمدتاً کوارتر بودن، سابقه واکسیناسیون پیشین، نبود ارزیابی پاسخ سلولی، نبود اندازه‌گیری کراتین‌کیناز سرم و استفاده فقط از اسب‌های بدون جهش MYH1 است. استفاده از ضدالتهاب‌ها هم ممکن است بر پاسخ ایمنی اثر گذاشته باشد. پیشنهاد می‌شود پژوهش‌های بعدی از اسب‌های بدون سابقه واکسن استفاده کنند و آزمایش آنتی‌بادی به‌عنوان جایگزین بوستر روتین در اسب‌های مستعد واکنش شدید بررسی شود. بیماری‌های منتقله با ناقل مانند تب آفریقایی اسب‌ها و عفونت‌هایی مانند هرپس‌ویروس اسبی نیز نشان می‌دهند چرا واکسیناسیون اسب‌ها اهمیت دارد.