متاپنوموویروس طیور (aMPV) عامل سندرم تورم سر در مرغ و رینوتراکئیت بوقلمون است و سال‌هاست در بسیاری از کشورها شناخته می‌شود. تا پیش از ۲۰۲۳ در آمریکا فقط زیرگروه C دیده شده بود؛ اما از اواخر ۲۰۲۳ و اوایل ۲۰۲۴ زیرگروه‌های A و B هم در طیور این کشور تأیید شدند و در ایالت‌های مختلف پخش شدند. تجربهٔ آمریکا برای ایران آموزنده است: صنعت طیوری بزرگ ناچار شد دربارهٔ واکسنی تصمیم بگیرد که هنوز مجوز کامل نداشت، در حالی که ایران سال‌هاست با همین ویروس زندگی می‌کند.

گسترش سریع در آمریکا

در بررسی نمونه‌های ژانویه تا اوت ۲۰۲۴، از ۱۴۸۷ نمونهٔ مرغ و بوقلمون از ۹۷۵ مزرعه در ۱۷ ایالت، ۴۸۹ نمونه برای زیرگروه A یا B مثبت بود. بیشتر نمونه‌های مثبت از پرندگان صفر تا پنج هفته بود و بیشترین سهم از مزارع تجاری بوقلمون آمد. در آلاباما، از ۲۲۱ مورد کالبدگشایی جوجهٔ گوشتی و مرغ مادر در ژانویه تا اکتبر ۲۰۲۵، حدود ۳۰٫۸ درصد (۶۸ مورد) با PCR مثبت شد و ۸۶٫۶ درصد سرم‌های مرغ مادر آنتی‌بادی داشت. دامپزشکان آمریکایی الگوی فصلی روشنی گزارش می‌کنند: موارد در زمستان بیشتر می‌شود، ژانویه و فوریه بدترین ماه‌هاست و بیماری تا آوریل ادامه می‌یابد.

ویروس کوچک، خسارت بزرگ

aMPV به‌تنهایی معمولاً بیماری تنفسی فوقانی نسبتاً خفیف، تورم اطراف چشم و سینوس‌ها و در مرغ مادر و تخم‌گذار افت تولید ایجاد می‌کند. ویروس به سلول‌های مژه‌دار نای آسیب می‌زند، پاکسازی مخاطی را مختل می‌کند و راه را برای باکتری‌ها باز می‌گذارد. در ۶۸ مورد بررسی‌شده در میسی‌سی‌پی، در ۵۸ مورد عفونت باکتریایی همراه پیدا شد و در ۴۲ مورد باکتری E. coli غالب بود؛ در آلاباما نیز در ۳۸ مورد برونشیت عفونی همزمان دیده شد. درمان ضدویروسی اختصاصی وجود ندارد و آنتی‌بیوتیک فقط به عفونت ثانویه می‌پردازد. دارواک پیشتر دربارهٔ واکسن چنداپی‌توپی کلی‌باسیلوز در جوجه‌ها نوشته است؛ در کمپلکس تنفسی، کنترل کلی‌باسیلوز بدون مهار ویروس‌های آغازگر نیمه‌کاره می‌ماند.

واکسن بدون مجوز کامل

طبق گزارش‌های آوریل و مه ۲۰۲۶، هنوز واکسن زندهٔ مبتنی بر سویهٔ آمریکایی مجوز کامل ندارد. ادارهٔ نظارت بر فرآورده‌های بیولوژیک دامی آمریکا (CVB) به‌صورت اضطراری واردات واکسن‌های زندهٔ اروپایی را مجاز کرد؛ پنج واکسن زنده، شامل یک واکسن زیرگروه A و چهار واکسن زیرگروه B. واکسن‌های کشتهٔ وارداتی و واکسن‌های اتوژنوس تجربی ساخته‌شده از جدایه‌های آمریکایی هم در دسترس‌اند. همین اداره می‌گوید پیش‌تر واردات واکسن زنده برای طیور را به‌دلیل ریسک نمی‌پذیرفته و فقط پس از آزمون خلوص و ایمنی نخستین سری ساخت، مجوز داده است. در مسیر مجوز داخلی، پژوهشگران دانشگاه ایالتی داکوتای جنوبی کاندیدهای زنده و کشته برای زیرگروه B ساخته‌اند؛ کاندیدای زنده در جوجه ایمن بود و محافظت کامل داد، اما این نتیجه هنوز از مرحلهٔ پژوهش فراتر نرفته است.

برنامه‌های واکسیناسیون در میدان

زمستان ۲۰۲۵–۲۶ نخستین زمستانی بود که جوجه‌های گوشتی واکسینه آن را گذراندند. یک دامپزشک فنی از شرکت سازنده می‌گوید واکسن گوشتی به کاهش بروز بیماری کمک کرده، اما راه‌حل نهایی نیست. الگوهای گزارش‌شده این‌هاست: واکسن زنده در روز اول و واکسن کشته برای پرندگان ماندگار؛ دو نوبت زنده و یک نوبت کشته برای مرغ مادر و تخم‌گذار؛ و برای گوشتی معمولاً یک نوبت در جوجه‌کشی که گاهی در ۲۱ روزگی برای پرندگان سنگین‌تر تکرار می‌شود. قطره در چشم بهترین بازیابی ویروس واکسن را دارد و اسپری درشت یا ژل جوجه‌کشی جایگزین‌های رایج‌اند. واکنش واکسن معمولاً خفیف است، هرچند برخی مزارع هفت تا چهارده روز پس از واکسن صدای تنفسی بیشتری گزارش کرده‌اند. تداخل هم مهم است: با واکسن برونشیت، ویروس برونشیت سریع‌تر تکثیر می‌شود و پاسخ ایمنی aMPV ممکن است دیرتر برسد. توجه کنید که بخش بزرگی از این اطلاعات از سخنرانی‌ها و گفت‌وگوهای صنعتی است و داده‌های مستقل میدانی هنوز محدود است.

چرا پایش دشوار است

پس از واکسن زنده، آنتی‌بادی پایین می‌ماند و نمی‌توان آن را از مواجهه با ویروس میدانی تفکیک کرد؛ سطح آنتی‌بادی فقط با افزودن واکسن کشته به‌طور محسوسی بالا می‌رود. ویروس تنها چند روز (حدود شش تا هفت روز) در مجاری تنفسی فوقانی قابل ردیابی است، پس نمونه‌برداری دیرهنگام نتیجهٔ منفی کاذب می‌دهد و بهتر است سواب نای و کوان از پرندگان هنوز سالم‌نما گرفته شود. در مطالعهٔ ژنومی ۲۰۲۶، ژنوم‌های مشتق از واکسن هم در مزارع واکسینه و هم در مزارع واکسینه‌نشده یافت شد؛ یعنی ویروس واکسن می‌تواند میان مزارع جابه‌جا شود و کارشناسان نسبت به خطر بازگشت به حدت در برنامه‌های بد اجراشده هشدار می‌دهند.

وضعیت ایران

در ایران زیرگروه B شناخته‌شده است و مطالعه‌ها شیوعی بالا نشان می‌دهند. در کرمانشاه، در گله‌های واکسینه‌نشده، ۸۳٫۳ درصد گله‌های گوشتی (۲۰ از ۲۴) و ۱۰۰ درصد گله‌های مادر (۶ از ۶) سرم‌مثبت بودند. در قزوین، در ۲۰ گلهٔ گوشتی دارای علائم، ۳۰ درصد گله‌ها با RT-PCR مثبت بودند و همه زیرگروه B بودند. در گیلان، ۱۷ گله از ۷۱ گلهٔ دارای علائم (۲۴ درصد) مثبت شد. در سمنان، از ۸۵ گله در سال‌های ۲۰۱۶ تا ۲۰۲۰، ۳۰ گله (۳۵٫۳ درصد) مثبت بودند؛ سهم مثبت‌ها از حدود ۱۵ درصد در ۲۰۱۶ به حدود ۴۰ درصد در سال‌های بعد رسید و دو گله از زیرگروهی غیر از B بودند. گزارش دیگری از ده استان در ۲۰۱۶ تا ۲۰۱۸ نیز همهٔ نمونه‌های مثبت را زیرگروه B یافت. نکتهٔ مهم‌تر، در ۲۰۱۳ در یک گلهٔ مادر «کاملاً واکسینه» با افت تولید تخم‌مرغ، ویروس میدانی زیرگروه B پیدا شد؛ نویسندگان نتیجه گرفتند که واکسن لزوماً محافظت کامل نمی‌دهد. این مطالعه‌ها بیشتر روی گله‌های دارای علائم یا در شرایطی متفاوت انجام شده‌اند، پس عدد کشوری نیستند؛ اما روند را نشان می‌دهند. چند واکسن زنده و کشتهٔ aMPV در فهرست‌های بازار ایران دیده می‌شود، اما گواهی ثبت رسمی را نتوانستیم از پایگاه سازمان دامپزشکی تأیید کنیم.

واکسن‌های aMPV در بازار ایران

فهرست اولویت‌دار واکسن‌های طیور برای سال ۱۴۰۵، که سازمان دامپزشکی برای تولید یا واردات ابلاغ کرده، «پنوموویروس (ART/TRT/SHS)» را دارد؛ پس این واکسن جزو نیازهای رسمی کشور است. نام محصول یا شمارهٔ ثبت در آن فهرست نیامده است. بر پایهٔ فهرست‌های غیررسمی واکسن‌های طیور و صفحه‌های فروشگاه‌ها و نمایندگی‌ها، این محصولات در بازار ایران دیده می‌شوند: نموواک (Nemovac) و اویفا آر تی آی (Aviffa RTI) از شرکت بوهرینگر اینگلهایم، با واردکنندهٔ پیلو اراد؛ هیپراویار اس اچ اس (Hipraviar-SHS) و هیپراویار تی آر تی (Hipraviar-TRT) از شرکت هیپرا، با واردکنندهٔ سرور فجر یا پارسیان پخش؛ سواک متا ال (Cevac Meta L) و سواک مگامیون (Cevac Megamune) از شرکت سوا، با واردکنندهٔ سوا پارس؛ گالیمیون ۴۰۷ (Gallimune 407) از بوهرینگر اینگلهایم؛ و نوبیلیس آر تی اینک (Nobilis RT Inac) از شرکت ام‌اس‌دی، با واردکنندهٔ گل بید.

از این میان، نموواک، اویفا، هیپراویار اس اچ اس و سواک متا ال زنده‌اند؛ هیپراویار تی آر تی، سواک مگامیون، گالیمیون ۴۰۷ و نوبیلیس آر تی اینک کشته‌اند و چند مورد از آن‌ها ترکیب‌شده با واکسن‌های نیوکاسل، برونشیت و EDS هستند. یک فروشگاه اینترنتی صفحهٔ نموواک را «در حال حاضر ناموجود» نشان می‌دهد؛ پس موجودی بازار ثابت نیست. فهرست‌های غیررسمی قدیمی‌اند و حضور یک محصول در آن‌ها معادل گواهی ثبت معتبر امروز نیست. میزان مصرف هر واکسن هم در ایران نامعلوم است.

نکتهٔ عملی: پیش از خرید، از فروشنده گواهی ثبت، مجوز واردات، شمارهٔ سری ساخت و تضمین زنجیرهٔ سرد را بخواهید. اگر فروشنده یکی از این‌ها را ارائه نکرد، واکسن را نخرید و موضوع را با سازمان دامپزشکی یا واردکنندهٔ رسمی در میان بگذارید.

پیامدها برای صنعت طیور ایران

دو درس از آمریکا به ایران می‌رسد. نخست اینکه aMPV بیش از آنکه خودش بکشد، زمینه را برای کلی‌باسیلوز و عفونت‌های ثانویه فراهم می‌کند؛ بنابراین زیان آن در آمار تلفات و مصرف آنتی‌بیوتیک پنهان می‌ماند. دوم اینکه واکسن به‌تنهایی کافی نیست: تهویه، تراکم، کیفیت بستر و مهار بیماری‌های تضعیف‌کنندهٔ ایمنی مثل گامبورو و مایکوتوکسین‌ها همان‌قدر مهم‌اند. در ایران، برونشیت عفونی واریانت ۲ (GI-23) هم در کمپلکس تنفسی نقش دارد و دارواک دربارهٔ انتخاب واکسن آن با توالی‌یابی نوشته است؛ هر برنامهٔ تازه برای aMPV باید با برنامهٔ برونشیت و نیوکاسل هماهنگ شود. برای واردکنندگان نیز، در شرایطی که تحریم و ارز واردات واکسن را دشوار کرده است، خرید واکسن بدون مشخصات دقیق سویه ریسک دارد.

توصیه‌های عملی

۱) در گله‌های دارای تورم سر یا مشکل تنفسی، aMPV را در تشخیص افتراقی بگذارید و در روزهای نخست علائم، سواب نای و کوان را برای PCR بفرستید، نه پس از ظهور تورم کامل سر. ۲) در گله‌های مادر و تخم‌گذار پیش از هر واکسن، سطح پایهٔ آنتی‌بادی را ثبت کنید تا بعداً بتوان جهش ناگهانی ناشی از مواجهه را شناخت. ۳) از واردکنندهٔ واکسن زیرگروه، سویه، گونهٔ میزبان اصلی (مرغ یا بوقلمون)، داده‌های ایمنی و پایداری و زنجیرهٔ سرد را بخواهید؛ برای جوجهٔ گوشتی، به گفتهٔ یک دامپزشک فنی، سویهٔ با منشأ مرغ ترجیح داده می‌شود. ۴) هر برنامه را ابتدا روی چند گله آزمایش و پاسخ را با PCR و سرم‌شناسی پایش کنید. ۵) هم‌زمان با واکسن، تهویه، بستر و کنترل عفونت‌های ثانویه را تقویت کنید و آنتی‌بیوتیک را فقط بر پایهٔ تشخیص و آنتی‌بیوگرام به کار ببرید.

آنچه هنوز روشن نیست

هنوز معلوم نیست شمارهٔ ثبت و مجوز واردات فعلی هر واکسن چیست و کدام محصول امروز واقعاً در بازار ایران عرضه می‌شود. همچنین معلوم نیست واکسن در مزرعه تا چه حد از خسارت می‌کاهد، چون نتیجهٔ نخستین زمستان با گوشتی واکسینه در آمریکا مستقل منتشر نشده است. شیوع واقعی کشوری در ایران و سهم زیرگروه A نیز با پایش گسترده‌تر باید مشخص شود. تا آن زمان، تصمیم‌ها باید بر پایهٔ تشخیص مولکولی هر گله گرفته شود، نه تعمیم داده‌های آمریکا.