فاسیولا هپاتیکا و فاسیولا ژیگانتیکا، عوامل فاسیولوز، میزبانهای متعددی از جمله گوسفند، گاو و گاهی انسان را آلوده میکنند. در گاو، فاسیولوز اغلب بهشکل آلودگی مزمن و تحتبالینی دیده میشود و زیان آن از دفع جگر در کشتارگاه و کاهش افزایش وزن ناشی میشود. مقاله برآورد میکند که این بیماری سالانه حدود ۳ میلیارد دلار به صنعت گاو جهان زیان میزند. کنترل کنونی بر دارودرمانی، مدیریت دام و کاهش جمعیت میزبانهای واسط تکیه دارد، اما مقاومت و شکست درمان، از جمله علیه تریکلابندازول، در مناطق مختلف گزارش شده است. مقاومت انگلها به دارو دغدغهای فراگیر است؛ برای نمونه پژوهشگران برای کرم پیچخور دنیای جدید نیز در پی نشانگرهای مقاومت داروییاند.
پژوهشگران آنتیژنهایی را بررسی کردند که تاکنون برای واکسن علیه این دو انگل در گاو، گوسفند و بز آزمایش شدهاند. هدف سهگانه مرور این بود: شناسایی آنتیژنهای کاندید اصلی، توصیف ویژگیها و شاخصهای پیامد مطالعات، و ارزیابی کیفیت گزارشدهی آنها.
جستوجو در MEDLINE (از راه PubMed)، Google Scholar و کتابخانه کاکرین انجام شد؛ جستوجوی نخست در ژوئن ۲۰۲۴ بود و تا ۱۰ مه ۲۰۲۶ بهروز شد. مرور مطابق راهنمای PRISMA 2020 انجام شد و پروتکل آن بهصورت گذشتهنگر در OSF ثبت شد. مطالعات را دو ارزیاب مستقل غربال و دادههای آنها را استخراج کردند و اختلافها با نظر پژوهشگر سوم حل شد. کیفیت گزارشدهی با فهرست CONSORT تطبیقیافته با کارآزماییهای تصادفی سنجیده شد؛ این فهرست کاملبودن و شفافیت گزارش را میسنجد، نه دقت روششناختی را.
از ۷۵۱ مورد در PubMed و ۵۰۰۰ مورد در Google Scholar، در نهایت ۴۴ مطالعه وارد مرور شد: ۳۷ مطالعه علیه فاسیولا هپاتیکا و ۷ مطالعه علیه فاسیولا ژیگانتیکا. پرتکرارترین آنتیژن علیه فاسیولا هپاتیکا کاتپسین ۱ نوترکیب (rFhCL1) بود که در ۱۰ مطالعه به کار رفت و در ۴ مورد از آنها بهعنوان تنها ایمونوژن. در مطالعات فاسیولا ژیگانتیکا، پروتئین نوترکیب متصلشونده به اسیدهای چرب (rFgFABP) در ۳ مطالعه از ۷ مطالعه استفاده شد. در مجموع ده نوع آنتیژن برای فاسیولا هپاتیکا شناسایی شد؛ رویکردهای خاص مانند واکسن تب برفکی، دو مطالعه مبتنی بر باکتریوفاژ و دو مطالعه با آنتیژن نوترکیب rSm14 در بز و گوسفند هم در میان آنها بودند. دو مطالعه قدیمیتر، یکی برای هر گونه، از انگل پرتودیده استفاده کرده بودند و کاهش معناداری در بار انگل یا دفع تخم گزارش نشد؛ ایده انگل پرتودیده در واکسن آیمریای پرتودیده کوکسیدیوز بزغاله هم به کار رفته است. هیچ مطالعهای هر دو گونه فاسیولا را در یک آزمایش بررسی نکرده بود.
مسیر تزریق غالب زیرپوستی بود و دوز آنتیژن در مطالعات فاسیولا هپاتیکا از ۱۰۰ تا ۵۰۰ میکروگرم و در مطالعات فاسیولا ژیگانتیکا از ۲۵ تا ۵۰۰ میکروگرم متغیر بود؛ در دو مطالعه فاسیولا ژیگانتیکا از ادجوانتهای فروند استفاده شد و فاصله دوزها ۲ تا ۵ هفته بود. بیشتر مطالعات با ELISA پاسخ آنتیبادی را سنجیدند (۳۵ از ۳۷ مطالعه فاسیولا هپاتیکا؛ ۹۴٫۶٪)، و شاخصهای انگلشناختی مانند بار انگل و شمارش تخم در مدفوع بعد از آن بود. روشهای بررسی وضعیت عاریبودن حیوان از آلودگی پیش از واکسن بسیار متفاوت بود و پنج مطالعه فاسیولا هپاتیکا هیچ روش تشخیصی نداشتند.
کیفیت گزارشدهی در مجموع ضعیف ارزیابی شد، بهویژه در توجیه حجم نمونه، تصادفیسازی و کورسازی. در ۲۲ مطالعه از ۳۷ مطالعه فاسیولا هپاتیکا (۵۹٪) محل انجام پژوهش گزارش نشده بود و ۱۲ مطالعه (۳۲٫۴٪) تأیید کمیته اخلاق نداشتند. در مقابل، همه مطالعات فاسیولا ژیگانتیکا محل انجام پژوهش را گزارش کرده بودند. مرور نتایج اثربخشی واکسنها را جمعبندی نکرده و فقط ویژگیها و کیفیت گزارش را بررسی میکند. برای مقایسه، مرور جامع ایمنی و کارایی واکسن RB51 بروسلوز نمونهای از جمعبندی منظم شواهد واکسن دامی است.
محدودیتهای خود مرور شامل بررسی فقط مقالههای کامل انگلیسی، احتمال سوگیری انتشار، ناهمگنی زیاد روشها و برابر گرفتن وزن همه موارد فهرست CONSORT است. نویسندگان پیشنهاد میکنند پروتکلهای یکسان برای غربال پیش از آزمایش، تصادفیسازی و کورسازی به کار رود، فرمولهای چندظرفیتی با چند آنتیژن بیشتر بررسی شود، کارآزماییهای مقایسهای مستقیم علیه هر دو گونه انجام شود و ترکیب آنتیژن و ادجوانت بهصورت رودررو سنجیده شود. نتیجه کلی آن است که rFhCL1 و rFgFABP پرتکرارترین آنتیژنها، بهترتیب علیه فاسیولا هپاتیکا و فاسیولا ژیگانتیکا، هستند و پیشرفت نیازمند مدلهای آزمایشی بهتر و طرحهای دقیقتر برای شناخت همبستههای ایمنی محافظ است.