پژوهشی در مجلهٔ Veterinary Parasitology نشان داد نانوذرات اکسید مس که به روش سبز با عصارهٔ گیاه Rumex vesicarius ساخته شده‌اند، در شرایط آزمایشگاهی پروتواسکولکس‌های انگل اکینوکوکوس گرانولوزوس، عامل کیست هیداتید، را از بین بردند و در مدل موشی، ترکیب آن‌ها با آلبندازول بیشترین کاهش بار کیست را ایجاد کرد. این گزارش بر پایهٔ چکیدهٔ منتشرشدهٔ مقاله تهیه شده و یافته‌ها مربوط به آزمایشگاه و موش است، نه درمان بالینی دام یا انسان.

ساخت و ویژگی نانوذرات

نانوذرات با استفاده از عصارهٔ Rumex vesicarius سنتز و شناسایی شدند. بیشتر آن‌ها شکل کروی با میانگین قطر حدود ۴۰ نانومتر داشتند و پیوندهای مشخصهٔ مس و اکسیژن را نشان دادند. اثر کشندگی آن‌ها بر پروتواسکولکس‌ها، یعنی شکل لاروی انگل درون کیست، در غلظت‌ها و زمان‌های مختلف تماس بررسی شد.

نتایج آزمایشگاهی

اثر کشندگی نانوذرات وابسته به غلظت و زمان بود: غلظت مهارکنندگی نیمه‌حداکثر (IC50) از ۳۰۱٫۵ میکروگرم در میلی‌لیتر در ۵ دقیقه به ۳۹٫۷ میکروگرم در میلی‌لیتر در ۶۰ دقیقه کاهش یافت. این اعداد غلظت در محیط آزمایشگاه هستند و دوز درمانی محسوب نمی‌شوند. نانوذرات نفوذپذیری غشای انگل، تولید گونه‌های فعال اکسیژن و فعالیت آنزیمی شبه‌کاسپاز-۳ را افزایش دادند و بیان ژن‌های EgTPx، EgCam، Eg-fz4 و Eg-braf را کاهش دادند. به گفتهٔ نویسنده، آسیب غشا، تنش اکسیداتیو، فعالیت مرتبط با آپوپتوز و تغییرات رونویسی ممکن است در این اثر نقش داشته باشند.

نتایج در مدل موشی

در موش‌های آلوده، نانوذرات به تنهایی تعداد، قطر و وزن کیست‌ها را به‌صورت وابسته به دوز کاهش دادند. ترکیب نانوذرات با آلبندازول بیشترین اثر را داشت: سطح اینترفرون گاما و TNF-α در کبد افزایش یافت، اینترلوکین-۱۰ و مالون‌دی‌آلدئید کاهش یافت و فعالیت آنزیم‌های سوپراکسید دیسموتاز و گلوتاتیون پراکسیداز بازیابی شد. در گروه دریافت‌کنندهٔ آلبندازول ۱۰۰ میلی‌گرم بر کیلوگرم همراه با نانوذرات ۱۰ میلی‌گرم بر کیلوگرم، شاخص‌های بیوشیمیایی کبد به سطحی رسید که از نظر آماری با موش‌های سالم تفاوتی نداشت. این مقادیر فقط مربوط به طراحی همین آزمایش در موش است و نباید به‌عنوان دوز قابل استفاده در دام یا انسان تعبیر شود.

محدودیت‌ها و گام‌های بعدی

نویسنده این نانوذرات را گزینه‌ای بالقوه برای درمان کمکی در رویکردهای دامپزشکی و سلامت واحد معرفی کرده، اما خود تأکید می‌کند که مطالعات بیشتری دربارهٔ سمیت، فارماکوکینتیک و اثربخشی بلندمدت لازم است. چکیده اطلاعاتی دربارهٔ ایمنی مصرف ترکیبات مس در دام‌های اهلی، باقیماندهٔ احتمالی در فرآورده‌های دامی یا کارایی در میزبان‌های واسط طبیعی مانند گوسفند ارائه نمی‌کند. بنابراین این یافته‌ها توصیهٔ درمانی برای دام نیستند. کنترل کیست هیداتید همچنان بر پایهٔ برنامه‌های شناخته‌شده‌ای مانند درمان ضدانگل سگ‌ها، بهداشت کشتارگاه و پژوهش‌های واکسن استوار است؛ موضوعی که در گزارش واکسن EG95 و نسل mRNA برای کیست هیداتید و نیز انگل‌های نوظهور و رویکرد سلامت واحد بررسی شده است.