تب کیو بیماری مشترک انسان و دام است و عامل آن باکتری Coxiella burnetii است. نشخوارکنندگان کوچک مخزن اصلی‌اند و بیشتر عفونت انسانی از استنشاق گرد و غبار و ذرات آلوده پس از زایمان و سقط رخ می‌دهد. در دام، شایع‌ترین نشانه سقط دیررس و تولد نوزاد ضعیف است و در بز، موج سقط می‌تواند تا ۹۰ درصد آبستن‌ها را درگیر کند. در خبرهای فارسی که بررسی شد، پوشش تب کیو تقریباً فقط گزارش شیوع است و از کنترل آن با واکسن کمتر سخن رفته است.

ایران: شیوع بالا و سقط‌های بی‌تشخیص

مرور نظام‌مندی بر ۲۷ مقالهٔ ایرانی (۲۰۰۰ تا ۲۰۱۵) شیوع سرمی تب کیو را ۳۳ درصد در بز، ۲۷ درصد در گوسفند و ۱۷ درصد در گاو برآورد کرد. مرور دیگری شیوع گله‌ای را ۹۳٫۴ درصد در بز و ۹۶٫۱ درصد در گوسفند گزارش داد؛ یعنی تقریباً همهٔ گله‌های بررسی‌شده دست‌کم یک دام سرم‌مثبت داشتند. مرور جهانی ۲۰۲۴ برای ایران ۲۶٫۱ درصد در گوسفند و ۵۲٫۱ درصد در بز را برآورد کرده است. در نمونه‌های سقط نیز ردپای باکتری دیده شده: در یک نمونه‌برداری از نقاط مختلف ایران، ۲۴٫۷ درصد از ۱۴۶ نمونهٔ سقط با PCR مثبت بود (۲۱٫۳ درصد در گوسفند، ۲۱٫۷ درصد در گاو و هر شش نمونهٔ بز)؛ در کرمان ۱۹٫۴ درصد از ۱۳۴ نمونهٔ واژینال دام‌های سقط‌کرده و در زرند ۲۶ درصد از ۵۰ نمونه مثبت بود. در مقابل، در مطالعه‌ای در جنوب ایران فقط ۲ درصد از ۳۰۰ جنین سقط‌شده مثبت بودند. این تفاوت‌ها به روش و منطقه برمی‌گردد و نباید یک عدد واحد از آن‌ها ساخت. آنتی‌بادی نشانهٔ مواجهه است، نه اثبات اینکه تب کیو علت سقط بوده است؛ ولی در مجموع مسئله جدی است.

وضعیت ثبت واکسن در ایران

برای ثبت یا فروش واکسن تب کیو در ایران هیچ شاهدی پیدا نشد. فهرست اولویت‌دار واکسن‌های دام برای سال ۱۴۰۵ فقط آبله دامی، تب برفکی، طاعون نشخوارکنندگان کوچک، لمپی اسکین، هاری، شاربن و تب سه‌روزه را دارد و تب کیو در آن نیست. مقاله‌ای از انستیتو پاستور ایران در سال ۲۰۲۲ هم می‌گوید ایران برنامهٔ کنترل و نظام پایش تب کیو نداشته است. تنها واکسن شناخته‌شده Coxevac از شرکت سوا است که در اتحادیهٔ اروپا مجوز دارد؛ برای آن واردکنندهٔ ایرانی پیدا نشد. این به معنای اثبات نبودن واکسن نیست، چون پایگاه رسمی ثبت سازمان دامپزشکی در دسترس نبود و وضعیت رسمی نامعلوم می‌ماند.

واکسن‌های دیگر دامی در ایران جای واکسن تب کیو را نمی‌گیرند: واکسن‌های سقط مانند INMEVA و RB51 تب کیو را پوشش نمی‌دهند. شرکت «سوا پارس»، واردکنندهٔ محصولات سوا در ایران، سرنخی برای پرس‌وجو است، اما شاهدی نیست که Coxevac را عرضه کند. تا روشن شدن وضعیت، کنترل عملی بر بهداشت و تشخیص PCR در سقط‌ها تکیه دارد.

واکسن فاز یک چه می‌کند

طبق مقالهٔ اسپانیا، تنها واکسن مجاز برای نشخوارکنندگان اهلی، واکسن غیرفعال فاز یک است؛ نمونهٔ شناخته‌شدهٔ آن Coxevac است. بر اساس مشخصات رسمی محصول در اتحادیهٔ اروپا، در بز واکسن سقط و دفع باکتری از شیر، ترشحات واژینال، مدفوع و جفت را کم می‌کند. برنامه از سه‌ماهگی دو نوبت با فاصلهٔ سه هفته است، به‌طوری که حداقل سه هفته پیش از جفت‌گیری کامل شود، و در بز هر سال یک یادآور لازم است. همین مشخصات تصریح می‌کند که اهمیت زیستی میزان کاهش دفع «مشخص نیست»، که واکسن در بز معمولاً با افت شیر همراه بوده و که دادهٔ کارایی در نرها وجود ندارد، هرچند در واکسن کل گله توصیه می‌شود نرها هم واکسینه شوند. در دام آلوده، واکسن اثر بد ندارد، اما در گاو آلوده یا آبستن فایده‌ای ندارد.

شواهد تازهٔ ۲۰۲۶

مطالعه‌ای از اسپانیا (ژوئن ۲۰۲۶) گلهٔ ۲۵۰ رأسی بز شیری نیمه‌صنعتی را پس از شیوع تب کیو پیگیری کرد. پیش از واکسن بیش از ۷۰ درصد دام‌ها سرم‌مثبت بودند، نرخ سقط بیش از ۶۰ درصد بود و ۹۴ درصد از ۱۸ دام پایش‌شده دست‌کم یک نمونهٔ PCR مثبت داشت؛ سواب بینی با ۹۴ درصد حساس‌ترین نمونه بود. پس از دو نوبت واکسن، ۶۰ درصد از دام‌های دفع‌کننده کم شد و در دو فصل زایش بعدی، دفع با PCR دیده نشد. محدودیت‌ها جدی است: فقط یک گله، تعداد کم دام پایش‌شده (در نمونه‌برداری دوم فقط شش ماده باقی مانده بود)، نبود گروه شاهد، اجرای هم‌زمان اقدامات بهداشتی مثل جمع‌آوری کود، مدیریت جفت و نخریدن دام جدید، و تأمین بخشی از بودجه از طریق قرارداد با سازندهٔ واکسن. در مطالعه‌ای دیگر که در کنگرهٔ جهانی بوئاتریکس ۲۰۲۶ ارائه شد، ۱۰ میش واکسینه‌شده با واکسن Coxevac، کاهش ۸۰ تا ۸۸ درصدی نرخ عفونت را در برابر شش سویهٔ میدانی نشان دادند؛ اما این آزمایش با تست خنثی‌سازی سرم در آزمایشگاه و توسط سازنده انجام شده، نه چالش میدانی.

چرا باید کل گله واکسینه شود

مطالعهٔ اسپانیا و منابع پیشین تأکید می‌کنند که واکسن زدن فقط به دام‌های جوان یا جایگزین کافی نیست. در مروری که در همان مقاله آمده، در یک پیگیری هفت‌ساله در بز، واکسن‌زدن صرفاً به جایگزین‌ها دفع را کم نکرد و دفع تا سال‌ها ادامه یافت. کنترل کامل معمولاً به چند سال برنامه نیاز دارد. نمونهٔ مشهور هلند است: در ۲۰۰۹ تنها ۲٬۳۵۴ مورد انسانی ثبت شد، حدود ۲۰ درصد بیماران بستری شدند و دست‌کم ۶ نفر مردند؛ برای مهار آن بیش از ۵۱ هزار دام کشته شد و ۱۷٫۵ درصد کارگران سرم‌منفی کشتار با وجود تجهیزات حفاظتی سرم‌تبدیل شدند. امروز هلند واکسیناسیون سالانهٔ گله‌های دارای ۵۰ رأس یا بیشتر شیری و دام‌های در تماس با مردم را الزامی کرده است.

پیامدها برای ایران

با شیوع گله‌ای نزدیک به ۱۰۰ درصد در مطالعه‌های ایرانی، تب کیو در بسیاری از گله‌ها بخشی از زندگی روزمره است و خطر برای دامدار، چوپان، کارگر کشتارگاه و دامپزشک واقعی است. هزینهٔ اقتصادی سقط‌های ناشی از آن در ایران برآورد نشده است. دارواک دربارهٔ واکسن RB51 بروسلوز و واکسن‌های لنفادنیت کازئوز در بز و گوسفند هم نوشته است؛ این‌ها نشان می‌دهد برنامه‌های واکسیناسیون گله‌های کوچک‌نشخوارکننده باید یک‌پارچه طراحی شوند. برای واردکنندگان نیز، در شرایط دشواری واردات، واکسن تب کیو بدون ثبت رسمی و بررسی زنجیرهٔ سرد وارد نشود.

توصیه‌های عملی

۱) در هر سقط تکرارشونده، علاوه بر بروسلوز و کلامیدیا، تب کیو را هم با PCR (هدف IS1111) روی جفت، محتویات شیردان جنین یا سواب واژینال بررسی کنید؛ سرم‌شناسی به‌تنهایی کافی نیست، چون در مطالعهٔ اسپانیا دام‌های سرم‌منفی هم دفع‌کننده بودند. ۲) جفت و مواد سقط را سوزانده یا عمیق دفن کنید، دام سقط‌کننده را جدا کنید، از گردوغبار بکاهید و مرغ و سگ را از محل زایش دور نگه دارید. ۳) هنگام زایمان و سقط از ماسک و دستکش استفاده کنید و افراد پرخطر مثل باردارها را از کار با دام در حال زایمان دور کنید. ۴) تا وقتی واکسن ثبت‌شده‌ای در ایران تأیید نشده، پیش از هر اقدام از مرکز دارو، درمان و ایمنی خوراک سازمان دامپزشکی و واردکنندگان پرس‌وجو کنید. اگر واکسن ثبت‌شده و قابل اتکایی در دسترس شد، ابتدا در یک یا چند گله، کل گله را همراه نرها دو نوبت و پیش از جفت‌گیری واکسینه کنید، سالانه یادآور بزنید و دفع را با PCR پایش کنید. ۵) شیر را فقط پس از پاستوریزاسیون مصرف و عرضه کنید.

آنچه هنوز روشن نیست

شیوع واقعی کشوری، سهم تب کیو از سقط‌ها و ثبت رسمی و در دسترس‌بودن واکسن در ایران هنوز مشخص نیست. شواهد واکسن کل گله در بز از یک گلهٔ اسپانیایی آمده و دادهٔ گوسفند عمدتاً از سازنده است. تا مطالعهٔ میدانی ایرانی انجام نشده، واکسن باید ابزاری در کنار بهداشت و پایش باشد، نه جایگزین آن.